بچه ها سلام، یه هفته بود نمی تونستم وارد پیجم بشم! هرجوری اسم کاربری می زدم می گفت نام کاربری اشتباهه!
دیگه گفتم آقاااا احتمالا یه چرتی نوشتم پیجم رو بستن! توقیف شدم!
حالا من سال یه دفه میام یه روزمرگی می نویسم چیکار به من دارن خب! وا
جونم براتون بگه دخترک یه شرکتی کار می کرد که رئیس تشخیص داد بره قسمت بازرگانی بهتره! تازه جابجا شده و در این بین استرس داشت شدید و به همین بهانه همش خونه ما بوددختر برو سر زندگیت خب! می گفت ابنجا آرامش بیشتری دارم!
خلاصه غذای مامان پز می خورد و بهش خوش می گذشت... البته خونه خودشم هست از ۷ روز ۸ روز پیش ماست
بهرحال اینام که هنوز توافق شون جدی نشده و تعمیراتی که قراره تو خونه انجام بدبم مونده رو هوا! این همسر هم هی دس دس می کنه نرخ همه چی شونصدبرابر میشه دیگه♀️
هروخ ابتدا شد میام بهتون خبر می دم، دیگه شما هم منتظر باشین خو! چرا من تنهایی انتظار بکشم!
قشنگا مراقب خودتون باشین تا بعد....
برچسب:
نویسنده: میلاد سامانی