دیگه مادرزن شدم - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 5:36
به قول یکی از دوستان نزدیک یک سالی هست که نشد بیام اینجا... سلام به همه ی دوستان مهربون وبلاگی. راستش انقدر این شبکه های اجتماعی دیگه وقت آدم رو می گیرن که سخت میشه بیام اینجا! بخصوص توئیتر... ولی چشم اینجا هم برای شما می نویسم. خب جونم براتون بگه که همینطور که پرونده مهاجرت دخترک درحال گذروندن پروس...
خونواده و اعتراضات و جنگ - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 5:36
سلام. دقیقا انگار یک سال شده که اینجا ننوشتم... عجیبه نه؟ الانم بخاطر گل روی دوستانی که اومده بودن و بنده ی حقیر رو خجالت دادن و پیام دادن که از خودت بنویس و اینها اومدم براتون بنویسم.راستش دخترک رفت سر خونه و زندگیش... بعد از اینکه تدریس زبان به بچه ها رو گذاشت کنار به دلیل مساحت زیاد مسیرها و رانن...
اسم کاربری منو کشت! - تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 5:36
بچه ها سلام، یه هفته بود نمی تونستم وارد پیجم بشم! هرجوری اسم کاربری می زدم می گفت نام کاربری اشتباهه! دیگه گفتم آقاااا احتمالا یه چرتی نوشتم پیجم رو بستن! توقیف شدم! حالا من سال یه دفه میام یه روزمرگی می نویسم چیکار به من دارن خب! وا جونم براتون بگه دخترک یه شرکتی کار می کرد که رئیس تشخیص داد بره ق...
آنچه باید درباره خرداد پر ماجرا و شلوغ.... بدانید - تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 16:46
خرداد پر ماجرا و شلوغ....اطلاعات جدیدی درباره «خرداد پر ماجرا و شلوغ....» منتشر شده که در ادامه مرور می‌کنیم. طبق گزارش‌های موجود، مرز چهل سالگیخاطرات و مسایل اجتماعی روزسلام به همگی دوستان وبلاگی، بخصوص اونایی که پیام دادن خب بیا بنویس دیگه! از اونجایی که خیلی کامنت نمی ذارین... حس می کنم لابد خوان...
افشای جزئیات امیکرون و بیمارستان و حنجره نابود... - تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 16:46
امیکرون و بیمارستان و حنجره نابود...اطلاعات جدیدی درباره «امیکرون و بیمارستان و حنجره نابود...» منتشر شده که در ادامه مرور می‌کنیم. بر اساس اطلاعات منتشرشده، مرز چهل سالگیخاطرات و مسایل اجتماعی روزسلام دوستای خوبم...راستش وقتی نگران گم شدن پاسپورت ها شده بودم و یکی دوبار هم به شرکتی که قرار بود برام...
روایت تازه از سفر پرماجرا... - تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 16:46
سفر پرماجرا...موضوع «سفر پرماجرا...» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. آخرین بررسی‌ها نشان می‌دهد مرز چهل سالگیخاطرات و مسایل اجتماعی روزسلام بر دوستان عزیز وبلاگی...خب بعد از اینکه از این امیکرون و جراحی همسر خلاص شدیم. بچه ها به مناسبت تولد همسر و همچنین سالگرد ازدواجمون که... در ادامه مهم‌...
پشت پرده سالی که گذشت ... - تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 16:46
سالی که گذشت ...اگر به دنبال آخرین جزئیات درباره «سالی که گذشت ...» هستید، ادامه این گزارش را بخوانید. آخرین بررسی‌ها نشان می‌دهد مرز چهل سالگیخاطرات و مسایل اجتماعی روزسلام به همه دوستان وبلاگی بخصوص اونایی که انقدر با محبت هستن که با اینکه هرگز دیدار حضوری نداشتیم ولی همیشه جویای احوالات بنده حقیر...
روایت تازه از سفر پر ماجرا... - تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 16:46
سفر پر ماجرا...اطلاعات جدیدی درباره «سفر پر ماجرا...» منتشر شده که در ادامه مرور می‌کنیم. طبق گزارش‌های موجود، مرز چهل سالگیخاطرات و مسایل اجتماعی روزسلام سلام! اووو انقدر اینجا گرد و خاک گرفته بود که اول باید گردگیری می کردم تا بتونم بشینمJ)خب بالاخره موفق شدم بخاطر گل روی دوستای خوبم... در ادامه م...
بخش دوم سفر...؛ روایت کامل - تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 16:46
بخش دوم سفر...اطلاعات جدیدی درباره «بخش دوم سفر...» منتشر شده که در ادامه مرور می‌کنیم. طبق گزارش‌های موجود، مرز چهل سالگیخاطرات و مسایل اجتماعی روزخب بچه ها برامون برنامه سفر به دو تا شهر دیگه رو تدارک دیده بودن. اولین شهر که با ماشین دو ساعتی از محل زندگی پسرم فاصله داشت شهر ویکتوریا... در ادامه ت...
روایت تازه از توفینو... شهری ساحلی - تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 16:46
توفینو... شهری ساحلیموضوع «توفینو... شهری ساحلی» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. طبق گزارش‌های موجود، مرز چهل سالگیخاطرات و مسایل اجتماعی روزسلام بر دوستان وبلاگی، تو پست قبلی از سفر به ویکتوریا نوشتم. تو این پست از سفر بعدی که بچه ها برامون برنامه ریزی کرده بودن می گم.وقتی... در ادامه تمام...
گزارشی از دیگه مادرزن شدم... - تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 16:46
دیگه مادرزن شدم...گزارش‌های تازه درباره «دیگه مادرزن شدم...» منتشر شده است. آنچه تاکنون منتشر شده حاکی از آن است که مرز چهل سالگیخاطرات و مسایل اجتماعی روز HoMe | EmaiL | ProFiLe MOzHgaN DaiLY کلبه مجازی من خاطرات من و اون دلنوشته های یه خانم اسفندماهی فری خانوم جانا ویدا ریولی حسن کور زرین... در اد...
گزارشی از خونواده و اعتراضات و جنگ... - تاریخ: 1405/5/2 ساعت: 16:46
خونواده و اعتراضات و جنگ...گزارش‌های تازه درباره «خونواده و اعتراضات و جنگ...» منتشر شده است. آخرین بررسی‌ها نشان می‌دهد مرز چهل سالگیخاطرات و مسایل اجتماعی روزسلام. دقیقا انگار یک سال شده که اینجا ننوشتم... عجیبه نه؟ الانم بخاطر گل روی دوستانی که اومده بودن و بنده ی حقیر رو خجالت دادن و پیام دادن.....
خونواده و اعتراضات و جنگ... - تاریخ: 1405/4/18 ساعت: 7:49
سلام. دقیقا انگار یک سال شده که اینجا ننوشتم... عجیبه نه؟ الانم بخاطر گل روی دوستانی که اومده بودن و بنده ی حقیر رو خجالت دادن و پیام دادن که از خودت بنویس و اینها اومدم براتون بنویسم.راستش دخترک رفت سر خونه و زندگیش... بعد از اینکه تدریس زبان به بچه ها رو گذاشت کنار به دلیل مساحت زیاد مسیرها و رانن...
دیگه مادرزن شدم... - تاریخ: 1404/9/8 ساعت: 2:52
به قول یکی از دوستان نزدیک یک سالی هست که نشد بیام اینجا... سلام به همه ی دوستان مهربون وبلاگی. راستش انقدر این شبکه های اجتماعی دیگه وقت آدم رو می گیرن که سخت میشه بیام اینجا! بخصوص توئیتر... ولی چشم اینجا هم برای شما می نویسم. خب جونم براتون بگه که همینطور که پرونده مهاجرت دخترک درحال گذروندن پروس...
توفینو... شهری ساحلی - تاریخ: 1402/12/11 ساعت: 11:07
سلام بر دوستان وبلاگی، تو پست قبلی از سفر به ویکتوریا نوشتم. تو این پست از سفر بعدی که بچه ها برامون برنامه ریزی کرده بودن می گم.وقتی برگشتیم خونه فقط دو روزی استراحت داشتیم و البته خرید ملزومات... و دوباره فقط چند روز قبل از برگشت به ایران بازم چمدون بستیم و راهی شهر " توفینو " شدیم. البته یه شهر س...
سفر پر ماجرا... - تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 19:18
سلام سلام! اووو انقدر اینجا گرد و خاک گرفته بود که اول باید گردگیری می کردم تا بتونم بشینمJ)خب بالاخره موفق شدم بخاطر گل روی دوستای خوبم بازم بیام بنویسم براتون. از سفر کانادا شروع می کنم...اول قرار بود پسرم با عروسم بیان ایران ولی خب بخاطر قصه های پرغصه اینترنت داغون ایران ریسک نکردن. چون پسرم بیشت...
بخش دوم سفر... - تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 19:18
خب بچه ها برامون برنامه سفر به دو تا شهر دیگه رو تدارک دیده بودن. اولین شهر که با ماشین دو ساعتی از محل زندگی پسرم فاصله داشت شهر ویکتوریا بود. وقتی به هتلی که از قبل پسرم رزرو کرده بود رسیدیم مشغول بررسی اتاق و امکانات بودیم که دیدیم یه جمعیت شیک و پیک توی حیاط هتل جمع شدن و مراسم دارن. بله مراسم ع...
سالی که گذشت ... - تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 16:41
سلام به همه دوستان وبلاگی بخصوص اونایی که انقدر با محبت هستن که با اینکه هرگز دیدار حضوری نداشتیم ولی همیشه جویای احوالات بنده حقیر هستن و پیام میدن که چرا نمی نویسی و از خودت خبر بده و خلاصه نگرانم شدن...جونم براتون بگه که چند ماهی خیلی گرفتار بودم. راستش ویلای کوچیکی توی شمال در یک روستا داریم که ...
امیکرون و بیمارستان و حنجره نابود... - تاریخ: 1401/6/25 ساعت: 21:37
سلام دوستای خوبم...راستش وقتی نگران گم شدن پاسپورت ها شده بودم و یکی دوبار هم به شرکتی که قرار بود برامون پیکاپ کنه واسه مهر شدن ویزا، تماس گرفتیم و گفتن اقدام کردن ولی خبری نشده... همش می گفتم دیدی پاسپورتی که با این همه مصیبت تمدید کردیم گم شد! درست فرداش تماس گرفتن که پاس هاتون رسیده و خداروشکر م...
سفر پرماجرا... - تاریخ: 1401/6/25 ساعت: 21:37
سلام بر دوستان عزیز وبلاگی...خب بعد از اینکه از این امیکرون و جراحی همسر خلاص شدیم. بچه ها به مناسبت تولد همسر و همچنین سالگرد ازدواجمون که دقیقا در همان روز هست، سورپرایزمون کردن و از اونجایی که چند سالی بود زیارت امام رضا(ع) و سفر مشهد قسمتمون نشده بود، برامون بلیت سفر هوایی به مشهد گرفتن و کلی خو...

برچسب‌های مرتبط

بدرقه تیم ملی | بدرقه مسافر | بدرقه فاطمیه 93 | بدرقه تیم ملی فوتبال | بدرقه تیم ملی به برزیل | بدرقه فاطمه | بدرقه فاطمه 93 | بدرقه تیم ملی فوتبال ایران | بدرقه تيم ملي | بدرقه فاطمیه 94