خرید بک لینک

یه سری حس های سردرگم بهم هجوم آوردن...

می گفت زیبایی منحصر به فردی داری... گفتم نه من کاملا معمولی هستم... می گفت انقدر نگو معمولی... از نظر من منحصر به فردی...

با دیدن طبل و پرچم و سیاهی های محرم دلم می تپه...

چرا همش می خوام بشینم یه گوشه گریه کنم...

چرا پسرم قراره ازم جدا بشه...

خب چرا من... چرا همش برای من اتفاق می افته... خب چرا...

برچسب: نویسنده: میلاد سامانی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 16:34

صفحه بندی