خرید بک لینک

آخرین روز از ماه رمضان تصمیم گرفتیم با همراهی خواهر شوهر بزرگ و بچه ها و عروسش راهی شمال بشیم.

بعد از نماز ظهر و چند ساعت قبل از افطار راه افتادیم... زبون روزه تو جاده سخت بود ولی هرچی بود بین راه خودم فلاسک چای و ... داشتم افطار کردیم ولی مگه همسری یه جا توقف می کرد! خلاصه در حال حرکت چای و شیرینی خوردیم و وقتی به این رستوران های بین راهی رسیدیم و چشمم به تبلیغ آش هاشون افتاد دیگه طاقت نیاوردم و به همسری گفتم بزن کنار لااقل چند تا کاسه آش بگیر... دیگه تو سفر برای اینکه زودتر برسیم و ترافیک رو پشت سر بذاریم که نباید شکنجه بشیم...

ولی آش به لعنت خدا نمی ارزید. بوی دود ازش بلند می شد... از اونجایی که خیلی گرسنه بودم و به یه همچین خوراکی نیاز داشتم... خوردمش! یکی درمیون هم همسری می گفت نیلو نخور اینو دل درد می گیری! گفتم چاره ای نیست گرسنه م.

خلاصه با ترافیکی که جریان داشت و سردرد گرفته بودم بالاخره به ویلا رسیدیم...

استشمام هوای مرطوب و پاکش حالم رو خوب کرد...ولی وقتی به ویلا می رسیم از بس همه چیز رو قفل و بست زدیم یه ربعی طول می کشه تا همسری حفاظ ها رو باز کنه و بتونیم داخل بشیم...

بهرحال بعد از فراهم کردن رختخواب برای مهمونا... بالاخره خوابیدم. صبح سرحال بیدارشدیم. یه املت اعلا برای همه درست کردم. میز و صندلی تراس رو آماده کردیم و صبحانه رو اونجا با ویوی جنگل و زمین چمن فوتبال نوش جان کردیم. صدای چهچه پرنده ها و هوای پاک هوش از سر همه برده بود...

بعدش یه سری به بازار زدیم و از گوشت و نان و ... تهیه کردیم و به خونه برگشتیم. بساط جوجه رو فراهم کردیم... پسرم که عشق هیزم شکستن داره و من هیزم شکن صداش می زدم همه روزه بساط باربیکیو رو فراهم می کرد...

یه روز بعدازظهر قایق بادی که سالها پیش از آمریکا همراه خودمون آورده بودیم با هزار مکافات بادش کردیم و بازم با مصیبتی دوچندان بخاطر راه ناهمواری که به یه دریاچه کوچولو توی روستا ختم می شد بردیم و به آب انداختیم... نوبتی هر بار چهار نفر سوار می شدیم و پسرم سکاندار اون شده بود... باتری ماشین رو بهش وصل کرده بودیم که دیگه پارو زدن نداشته باشیم و کل دریاچه خوشگل اونجا رو گشتیم و لذت بردیم..

سکوت و آرامشی اونجا حکمفرما بود که نگو و نپرس...

با اینکه بخاطر مردهای حاضر در گروه باید حجاب می داشتم ولی بسیار زیاد خوش گذشت...

جای همه دوستان خالی...


برچسبها:
افطار, ویلا, قایق

برچسب: تعطیلات, نویسنده: میلاد سامانی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 9:59

صفحه بندی