خرید بک لینک

از وقتی دوران نقاهت رو گذروند... بطور واضحی چهره ش نشون می ده که انرژی و توانش تحلیل رفته. خانم برادرم می گه شوهرت سوسول نیست.. مردها همه آستانه تحمل و دردشون خیلی پایین هست و البته حواست به سن و سال هم باشه... خب هرچی باشه دیگه جوون نیست و واقعا تحمل جسمی ش کم شده...

یادمه همیشه برای نذری مون تو هیئت برادرم خیلی تلاش می کرد و فرداش هم که نذر شیرکاکائو و شربت خونه پدریش بود کلی انرژی می ذاشت. ولی امسال کلا توان و کشش کمک کردن نداشت و فقط به لحاظ مالی طبق رسم همه ساله مشارکت کرد...

امسال هم عزای حسینی با شکوه هرچه تمام تر برگزار شد. فقط یه سری کارها و رسومات توی این هیئت های عزاداری منو همچنان اذیت می کنه...

اینکه گرسنه نباشی و همه اش برای گرفتن غذای نذری سر و دست بشکنی قشنگ نیست... خب نذری اسمش با خودشه حتی یکبار هم خوردنش اگرچه چند قاشق باشه هم کفایت می کنه...

اینکه بلندگوی هیئت تا دینش بره بالا و روی والوم "های" باشه قشنگ نیست... چون جز مردم آزاری هیچ چیز دیگه ای رو ثابت نمی کنه... ای کاش صدامون به وقت اختلاس ها و کم کاری ها و رانت خواری ها و ... مثل این بلندگو بلند باشه...

اینکه اسفند دود کردن در حد متعادلش خوبه و دود به پا کردن اسفند در حد خالی کردن چندین کیلو اسفند اون هم وسط جمعیتی که هزاران بچه کوچک بینشون هست و خیلی ها مثل من آلرژی دارن قشنگ نیست...

اینکه با اون وضعیت حجاب و موهای رنگ شده با اون همه جلب توجه بین دسته های عزاداری ظاهر بشی اصلا قشنگ نیست... خب هرچی باشه من به نوع استایلی که برای خودتون انتخاب کردین کاری ندارم ولی ظاهر شدن در عزای حسینی حرمت داره...

خلاصه که امیدوارم شعور حسینی پیدا کنیم و نه فقط شور حسینی...


برچسبها:
عزای حسینی, نذری, اسفند دود کردن, حجاب

برچسب: نویسنده: میلاد سامانی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 23:31

صفحه بندی