سلام به همه دوستان گلم. بازم شرمنده غیبتم طولانی شد. راستش یکی دوباری خواستم بنویسم ولی پیجم باز نمیشد! نمی دونم مشکل چی بود ولی انقدر همش درگیر بودم که نشد زودتر هم سربزنم...
خب از کجا شروع کنم که خداروخوش بیاد! اول از پسرم بگم که هردوشون با ماریا دچار آنفولانزای سختی شده بودن... اونجام که کلا با آنتی بیوتیک میونه ای ندارن و فقط به سیستم ایمنی بدن تکیه دارن. لذا دوران نقاهت بیماری طولانی میشه ... یعنی یه سه هفته ای درگیر بودن. البته ماریا که گوشهاش هم مشکل داشت و حتی درست نمی شنید! فقط برای ایشون آنتی بیوتیک تجویز شد و الان خداروشکر خیلی بهترشدن.
و اما امیدوارم همگی خوب باشین و از این شرایط کرونایی فقط خلوتی شهر نصیبتون شده باشه و نه بیماری... راستش رو بخواین من به دلیل اینکه هم ذات الریه رو تجربه کردم و هم آنفولانزا رو مثل دورازجون شما سگ ازاین ویروس موذی می ترسم. تمام تلاشم رو بکار گرفتم که هم دائم شستشوی دستهام رو با صابون داشته باشم و هم اینکه در اجتماعات حاضر نشوم. راستش هنوز دو جلسه ای از ادامه کلاسهای باشگاهم باقی مونده بود و زمانی که هنوز دولت گرامی اسمی از قرنطینه و اینا نیاورده بود و مسئله خیلی جدی گرفته نشده بود من خود قرنطینگی رو شروع کردم و دیگه باشگاه نرفتم. گرچه باشگاه تمیزی هست و علاوه برسرویس تمیزی که داره ژل ضدعفونی و اینام گذاشتن ولی خب هیچی از در تماس بودن با بقیه افراد مشکل سازتر نیست. از اونجایی که دکتر می گفت 80 درصد افراد بدون هیچیک از علائمی که گفته شده واسه این ویروس لعنتی ، به کرونا مبتلا هستن ولی چون سیستم ایمنی قوی دارن رد می کنن ولی می تونن خودشون ناقل باشن...لذا از اجتماعات به شدت می ترسم و نرفتم دیگه بیرون. انقدر هم تو خونه کار داشتم که باهاش سرگرم بشم! ولی دیروز بخاطر باران شبانه ای که قبلش اومده بود انقدر هوا پاک و قشنگ بود که داشتم حسرت می خوردم چرا نمیشه رفت بیرون خو!
دخترم و همسر به اقتضای شغلشون همچنان بیرون رفتن ولی خب جای شکرش باقیه که با مترو و وسایل نقلیه عمومی که با مردم دیگه از نزدیک در تماس باشن و در معرض خطر قرار بگیرن، نرفتن. ولی من همش بهشون می گم شما ناقل هستینJ)
دیگه اینکه کار تمیزکاری من دوبرابر شده. خب همیشه هفته ای یه بار کلید پریزها و کیبورد و موس و کنترل تی وی و تلفن و موبایل و دستگیره های در و اینارو با پنبه الکل تمیز می کردم و همه می گفتن مگه اینجا بیمارستانه! حالا اینکار روزانه شده. خلاصه اگه از کرونا نمیرم از خشکی شدید پوست دستم حتما می میرم. می دونم الان پیش خودتون می گین جهود و ترسو واینا. ولی اگه شما اون تب های بالای ذات الریه و سرفه های بی امان شبانه روزی من رو تو بیمارستان تجربه کرده بودین شاید مثل من از این بیماری می ترسیدین. خب ریه هام زیاد تعریفی نداره به دلیل آلرژی شدید که آسم هم شده بیشتر احساس خطر می کنم ...
همسر که همیشه بی اهمیت بود نسبت به این چیزا همش می رسه خونه وسایل شخصی ش رو میاره می گه الکل کجاس خانوم! میگیرم و ضد عفونی می کنم . خودش می گه بخاطر اینکه تو آلوده نشی بیشتر می ترسم ....مرتب هم کارتهای اعتباری و اینا که در معرض این ویروس هستن رو تمیز می کنم. قشنگ دیوونه شدم می دونم... ولی مجبورم می فهمین مجبور...
غذای رستوران هم که کلا دو هفته س تعطیله. خلاصه آخر هفته ها که یه استراحتی می کردم تو آشپزخونه نمی رفتم هم به کل کنسل و مرتب در آشپزخونه غذای خونگی هست حتی آخرهفته... یکی به نفع همسری. تازه شرکت هم میره مرتب غذای خونگی می بره... همش هم دوبرابر می گه بکش که همکاراش و دوستاش میان مهمون میشن. منم گفتم دیگه قرارداد بست شرکتتون بیشتر غذا می کشم و در غیر اینصورت اصن به من چه که کرونا اومده. ویروس لوس و حسود! والله چشم نداره ببینه مردم با هم یه جا جمع شدن از حسادت میان وسط و مریضشون می کنه. تازه خیلی هم ضد انقلاب هست... نمازهای جماعت تعطیل می کنه. الکل رو هم تو جامعه رواج داده و همگان به دنبال این ماده حیاتی هستن اصن! کلا یه حسود پلاستیکی خطرناکه والله. خدا از رو زمین ورش داره انشاالله.
تمیزکاری خونه برای عید هم انجام دادم و خلاص. ولی دو روز دست درد گرفته بودم والله. اما نتیجه رضایت بخش بود... طبق معمول از اهالی خونه تشکر و قدردانی نشنیدم و این جمله که خونه ما تمیز بود و تو فقط خودت رو اذیت می کنی رو شنیدم!
خیلی پرچونگی کردم. سرتون درد آوردم. امیدوارم همگی سلامت باشین و شاد... مراقب خودتون باشین دوستای خوبم.
برچسب:
نویسنده: میلاد سامانی